بحث ماسک صورت، یک استاندارد دوگانه علمی را آشکار می‌کند

بحث‌های جنجالی اخیر - و تغییر سیاست‌ها - در مورد استفاده از ماسک صورت برای جلوگیری از شیوع کووید-۱۹، یک استاندارد دوگانه آشکار را آشکار می‌کند. به دلایلی، ما با این موضوع خاص بهداشت عمومی به طور متفاوتی برخورد کرده‌ایم. ما سرمقاله‌هایی نمی‌بینیم که بپرسند آیا مردم واقعاً باید در خیابان ۶ فوت از یکدیگر فاصله بگیرند، نه ۳ فوت، یا در مورد اینکه آیا ترویج شستشوی دست‌ها به مدت ۲۰ ثانیه ایده خوبی است یا خیر، تردید دارند. اما وقتی صحبت از پوشاندن صورت می‌شود، دقت علمی بیش از حدی اعمال شده است. در هفته‌های اخیر، کارشناسان با درخواست شواهد بهتر و قاطع‌تر، احتیاط را توصیه کرده‌اند - یا استفاده از ماسک توسط عموم مردم را کاملاً رد کرده‌اند. چرا؟

البته حق با آنهاست که تحقیقات انجام شده در مورد استفاده از ماسک پاسخ قطعی ارائه نمی‌دهد. هیچ آزمایش بالینی در مقیاس بزرگ وجود ندارد که ثابت کند استفاده شخصی از ماسک می‌تواند از شیوع بیماری همه‌گیر جلوگیری کند؛ و آزمایش‌هایی که به بررسی ماسک و آنفولانزا پرداخته‌اند، نتایج مبهمی داشته‌اند. اما این شواهد پراکنده، در هر صورت، چیز زیادی به ما نمی‌گوید: آزمایش‌ها نه ثابت می‌کنند که ماسک مفید است، و نه اینکه خطرناک یا اتلاف وقت است. دلیلش این است که این مطالعات هم کم تعداد بوده‌اند و هم با مشکلات روش‌شناختی مواجه بوده‌اند.

برای مثال، یک کارآزمایی تصادفی بزرگ در مورد استفاده از ماسک در بین دانشجویان دانشگاه‌های ایالات متحده در فصل آنفولانزای 2006-2007 را در نظر بگیرید. کاهش بیماری در بین افرادی که در آن مطالعه ماسک زده بودند از نظر آماری معنی‌دار نبود. اما از آنجا که این تحقیق در فصلی انجام شد که مشخص شد فصل خفیفی برای آنفولانزا است، این کارآزمایی فاقد قدرت آماری برای این سوال بود؛ افراد بیمار کافی وجود نداشت تا محققان بتوانند تشخیص دهند که آیا استفاده از ماسک به تنهایی با رعایت بهداشت دست بهبود می‌یابد یا خیر. آنها همچنین نتوانستند این احتمال را که دانشجویان قبل از شروع کارآزمایی از قبل آلوده بوده‌اند، رد کنند.

یا مطالعه‌ی دیگری در همان فصل آنفولانزا، این بار در استرالیا، را در نظر بگیرید که هیچ اثر قطعی پیدا نکرد. آن مطالعه بزرگسالانی را بررسی کرد که با کودکانی که آنفولانزا داشتند زندگی می‌کردند. کمتر از نیمی از افرادی که به صورت تصادفی در گروه استفاده‌کنندگان ماسک قرار گرفتند، گزارش دادند که «بیشتر یا همیشه» از ماسک استفاده می‌کنند. در واقع، آنها اغلب در کنار فرزندان بیمار خود بدون ماسک می‌خوابیدند. این موضوع شباهت کمی به این سوال دارد که آیا باید در میان غریبه‌ها در فروشگاه مواد غذایی در بحبوحه‌ی یک بیماری همه‌گیر، ماسک بزنید یا خیر.

اما نکته اینجاست: می‌توان همین شکایات را در مورد شواهد حمایت‌کننده از استفاده از ماسک توسط کارکنان مراقبت‌های بهداشتی نیز مطرح کرد. اگرچه همه موافقند که این عمل در بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها کاملاً حیاتی است، اما این به این دلیل نیست که ما شواهد قانع‌کننده‌ای از کارآزمایی‌های تصادفی داریم. معدود کارآزمایی‌های بالینی که در مورد استفاده از ماسک برای کارکنان مراقبت‌های بهداشتی برای پیشگیری از آنفولانزا داریم، تأثیر واضحی را نشان نمی‌دهند؛ و حتی نمی‌توانند نشان دهند که ماسک‌های تنفسی N95 که از ماسک‌های جراحی قوی‌تری استفاده می‌کنند، بهتر عمل می‌کنند. این کارآزمایی‌ها نیز به هیچ وجه ایده‌آل نیستند. به عنوان مثال، در یک مطالعه، اثربخشی ماسک‌های پارچه‌ای با مقایسه کارکنان مراقبت‌های بهداشتی که آنها را می‌پوشیدند با کسانی که ماسک‌های جراحی یا ماسک‌های تنفسی می‌پوشیدند و همچنین با یک گروه کنترل که از "روش استاندارد" در بیمارستان پیروی می‌کردند، آزمایش شد. معلوم شد که اکثر کارکنان گروه کنترل به هر حال ماسک‌های جراحی می‌پوشیدند، بنابراین این مطالعه واقعاً نمی‌تواند نشان دهد که آیا ماسک‌های پارچه‌ای بهتر (یا بدتر) از عدم استفاده از ماسک هستند یا خیر.

در واقع، مبنای علمی استفاده از ماسک توسط کارکنان مراقبت‌های بهداشتی از آزمایش‌های بالینی شیوع آنفولانزا یا بیماری‌های همه‌گیر ناشی نمی‌شود. این امر از شبیه‌سازی‌های آزمایشگاهی که نشان می‌دهد ماسک‌ها می‌توانند از عبور ذرات ویروسی جلوگیری کنند - حداقل چند دوجین از این شبیه‌سازی‌ها وجود دارد - و از مطالعات مورد-شاهدی در طول اپیدمی ویروس کرونا در سال ۲۰۰۳ که باعث سارس شد، ناشی می‌شود. آن مطالعات سارس محدود به کارکنان مراقبت‌های بهداشتی نبود.

درست است که کارکنان مراقبت‌های بهداشتی یا سایر افرادی که از افراد مبتلا به کووید-۱۹ مراقبت می‌کنند، در مقایسه با دیگران در معرض سطوح بسیار بالاتری از ویروس کرونا قرار دارند. در شرایط کمبود ماسک، بدیهی است که آنها در اولویت دسترسی به ماسک قرار دارند. اما این دلیلی نیست که بگوییم استفاده از ماسک توسط دیگران توصیه نمی‌شود. از این گذشته، تا آنجا که ما می‌دانیم، هیچ آزمایش بالینی وجود ندارد که ثابت کند فاصله اجتماعی ۶ فوتی از عفونت جلوگیری می‌کند. (سازمان بهداشت جهانی فقط فاصله ۳ فوتی را توصیه می‌کند.) همچنین آزمایش‌های بالینی ثابت نمی‌کنند که شستن دست‌ها به مدت ۲۰ ثانیه نسبت به انجام این کار به مدت ۱۰ ثانیه در محدود کردن شیوع بیماری در یک بیماری همه‌گیر تنفسی برتری دارد. مبنای علمی توصیه ۲۰ ثانیه‌ای شستن دست‌ها از سوی مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده، از مطالعات آزمایشگاهی گرفته شده است که ویروس روی دست‌ها را پس از زمان‌های مختلف شستشو اندازه‌گیری می‌کنند.

بنابراین منبع این استاندارد دوگانه در مورد ماسک‌های صورت چه بود - و چرا سرانجام کنار گذاشته شد؟

فکر می‌کنم دلیل اصلی‌اش این است که ما دائماً این ویروس را دست کم گرفته‌ایم، در حالی که توانایی خودمان را برای مقابله با آن بیش از حد تخمین زده‌ایم. میائو هوآ، انسان‌شناس و رزیدنت پزشکی در بیمارستان مونت سینای در شهر نیویورک، از تفاوت نگرش‌ها نسبت به کنترل عفونت در ایالات متحده در مقایسه با ووهان شوکه شده بود. او چند هفته پیش نوشت که در چین، شیوع بیماری در داخل بیمارستان‌ها به سرعت این ایده را که استراتژی‌های معمول مهار برای متوقف کردن این ویروس کرونای جدید کافی است، از بین برد. او گفت آنچه از چین می‌شنید، سورئال بود و به ویژه با توجه به «ناکامی جامعه پزشکی آمریکا در ثبت منحصر به فرد بودن تاریخی کووید-۱۹» نگران‌کننده بود.

تغییر سیاست اخیر CDC در حمایت از ماسک نشان می‌دهد که این اذعان دیرهنگام بالاخره ممکن است انجام شده باشد. بیانیه این آژانس این تغییر را به شواهد فزاینده‌ای نسبت می‌دهد که نشان می‌دهد این بیماری مانند آنفولانزا منتقل نمی‌شود: اینکه افراد می‌توانند مسری و بدون علامت باشند و ویروس ممکن است از طریق صحبت کردن، سرفه، عطسه و تماس با سطوح آلوده پخش شود.

من فکر می‌کنم عدم تمایل به ترویج استفاده از ماسک توسط عموم مردم، و همچنین اعمال استاندارد دوگانه برای شواهد پشتیبان، ناشی از نگرانی‌هایی بود مبنی بر اینکه مردم قادر به استفاده از ماسک بدون آلوده کردن خود نخواهند بود. یا اینکه ماسک‌ها حس امنیت کاذبی ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند که آنها فاصله‌گذاری اجتماعی یا سایر اقدامات را نادیده بگیرند. با این حال، ارتباط موثر در اینجا کلیدی است، همانطور که برای تکنیک شستشوی کامل دست‌ها نیز مهم بوده است. استلا کواه، جامعه‌شناس دانشگاه سنگاپور، جنبه‌های اجتماعی اپیدمی سارس را در سنگاپور مطالعه کرد، جایی که کمپین بهداشت عمومی شامل آموزش در مورد بهداشت دست و همچنین اندازه‌گیری دما و استفاده صحیح از ماسک صورت بود. CDC جمعه گذشته دستورالعمل ماسک صورت خود را تغییر داد، سپس توصیه‌های محدودی در مورد نحوه پوشیدن و برداشتن آنها، همراه با دستورالعمل‌هایی برای ساخت ماسک خودتان از ترکیبی از باندانا و فیلتر قهوه منتشر کرد.

با این حال، اگر تمام تصاویری که در تلویزیون از افرادی با ماسک‌هایی که بینی یا چانه خود را نمی‌پوشانند می‌بینیم، قابل استناد باشند، آموزش بیشتر از این ضروری خواهد بود. تاریخ معاصر نیز همین درس را دارد. پس از طوفان کاترینا، استفاده از ماسک برای هر کسی که در نیواورلئان کار پاکسازی کپک انجام می‌داد، توصیه شد. مطالعه‌ای در مورد چگونگی عملکرد این روش بر روی یک نمونه تصادفی از ۵۳۸ نفر از ساکنان، نیاز به آموزش را نشان داد: تنها ۲۴ درصد از آنها به درستی از ماسک استفاده می‌کردند و اغلب افرادی بودند که قبلاً از آنها استفاده کرده بودند. در همین حال، ۲۲ درصد از مردم ماسک‌های خود را وارونه می‌پوشیدند. نویسندگان آن مطالعه نتیجه گرفتند: «مداخلات برای بهبود استفاده از ماسک باید در برنامه‌ریزی برای همه‌گیری‌های آنفولانزا و بلایای طبیعی در نظر گرفته شود.» یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ در ووهان نشان داد که استفاده صحیح از ماسک در کارکنان غیرمراقبت‌های بهداشتی پس از آموزش بسیار بیشتر بود.

آیا استفاده گسترده (و مناسب) از ماسک می‌تواند در جایی که ویروس از مهار فرار کرده، تفاوتی ایجاد کند؟ مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۸ توسط جین یان و همکارانش از سازمان غذا و داروی ایالات متحده، مدلی را بر اساس فرضیات داده‌های آزمایشگاهی ساخت. آنها نتیجه گرفتند که اگر فقط ۲۰ درصد از مردم از ماسک استفاده کنند، تفاوتی در شیوع آنفولانزا ایجاد نمی‌شود. با این حال، با رعایت ۵۰ درصدی، با استفاده از ماسک‌های جراحی با فیلتراسیون بالا، این اثر ممکن است قابل توجه باشد. این فقط یک نتیجه نظری است و ما می‌دانیم که شیوع کووید-۱۹ در مکان‌هایی که استفاده گسترده از ماسک وجود نداشته، مهار شده است. از سوی دیگر، وقتی شیوع از کنترل خارج شده است، حتی یک سهم کوچک نیز اهمیت دارد.

در نهایت، فرار از این سوءظن دشوار است که استاندارد دوگانه در مورد ماسک‌ها کمتر به علم مربوط می‌شود و بیشتر به تفاوت فرهنگی در نحوه واکنش ما به بیماری‌های همه‌گیر مربوط می‌شود. این تفاوت حداقل از زمان اولین بیماری همه‌گیر کرونا، سارس، که نگرش‌ها و رفتارهای مربوط به بهداشت عمومی در آسیا را تغییر داد، مشهود بوده است. این فقط مربوط به ماسک نیست: کشورهای غیرآسیایی نیز در غربالگری دمای بدن افراد یا ضدعفونی کردن فضاهای عمومی رفتار متفاوتی داشته‌اند. با این حال، هیچ چیز جدیدی در مورد این گرایش وجود ندارد. ما اغلب وقتی عملی با ایده‌های از پیش تعیین‌شده ما مطابقت ندارد، درخواست اثبات فوق‌العاده ویژه می‌کنیم. متأسفانه، این بسیار رایج است؛ و دانشمندان نیز از این امر مصون نیستند.

وایرد (WIRED) دسترسی رایگان به داستان‌هایی درباره سلامت عمومی و نحوه محافظت از خود در طول همه‌گیری ویروس کرونا را فراهم می‌کند. برای دریافت آخرین به‌روزرسانی‌ها در خبرنامه به‌روزرسانی ویروس کرونا ما ثبت‌نام کنید و برای حمایت از روزنامه‌نگاری ما مشترک شوید.

وایرد جایی است که فردا در آن محقق می‌شود. این منبع ضروری اطلاعات و ایده‌هایی است که به جهانی در حال تغییر مداوم معنا می‌بخشد. گفتگوی وایرد روشن می‌کند که چگونه فناوری در حال تغییر هر جنبه‌ای از زندگی ما است - از فرهنگ گرفته تا تجارت، از علم گرفته تا طراحی. پیشرفت‌ها و نوآوری‌هایی که ما کشف می‌کنیم منجر به روش‌های جدید تفکر، ارتباطات جدید و صنایع جدید می‌شود.

© 2020 Condé Nast. تمامی حقوق محفوظ است. استفاده از این سایت به منزله پذیرش توافقنامه کاربری (به‌روزرسانی‌شده در 1/1/2020) و سیاست حفظ حریم خصوصی و بیانیه کوکی (به‌روزرسانی‌شده در 1/1/2020) و حقوق حریم خصوصی شما در کالیفرنیا است. اطلاعات شخصی من را نفروشید. وایرد ممکن است بخشی از فروش محصولاتی را که از طریق سایت ما به عنوان بخشی از مشارکت‌های وابسته ما با خرده‌فروشان خریداری می‌شوند، به دست آورد. مطالب موجود در این سایت را نمی‌توان تکثیر، توزیع، منتقل، ذخیره یا به هر نحو دیگری استفاده کرد، مگر با اجازه کتبی قبلی Condé Nast. گزینه‌های تبلیغاتی


زمان ارسال: آوریل-09-2020
‎‏‎ ...